تخفیف!

سالاریها

قیمت اصلی ﷼ 1,750,000 بود.قیمت فعلی ﷼ 1,400,000 است.

(داستان های فارسی،قرن 14)

شناسه محصول: 1624 دسته:

توضیحات

بخشی از کتاب:

همه بابا را مى‌شناختند. او دیگر جزو اثاث خانه شده بود.

همه‌شان روزهاى عزت و جلال او را دیده بودند و هم دوران ذلتش را که دیگر چشم‌هایش یاراى قرآن خواندن نداشتند و پیرمرد فقط مى‌توانست روزهاى مهمانى و روضه‌خوانى وظیفه دربانى را انجام دهد، گاهى آفتابه لگن بیاورد و فرمان ببرد و پیغام بیاورد. یکى از وظایفش هم این بود که در سقاخانه زیر بازارچه شمعى روشن کند.

با چه مصیبتى توانست خود را در این خانه جا دهد. آن زمان که او را در کنار چوبه دار نیمه‌جان بلند کردند و قزاقى به او گفت: «بلند شو برو پى کارت. خدا عمرى دوباره به تو داد.» تاب برخاستن نداشت. سرش گیج مى‌خورد. چشم‌هایش از خاک و اشک گلین شده بود. چون به حال آمد چند قدم آن‌طرف‌تر نعش آقاموچول دامادش را دید. بعد گارى آوردند و دو مرده را بار کردند و بردند. بنده خدائى به او یک تکه نان داد. آن را نیش کشید. پاى پیاده برگشت رو به قهوه‌خانه‌اى که شب پیش آنجا با زیور و آقا موچول اطراق کرده بود. دخترش را ندید. هرچه گشت پیدایش نکرد. زن مش رحیم افسار الاغ را در دست داشت. زنک هاج و واج بود. نمى‌فهمید چه خبر شده. براى چه مش رحیم صبح سحر رفته و دیگر برنگشته. موقعى که قزاق‌ها آمدند، اصلا هفت پادشاه را خواب مى‌دید. از این و آن شنیده بود که زیور براى نجات پدر و شوهرش به خانه حاکم رفته. زن مش رحیم هرچه زور به خرج داد نتوانست توله را نگه دارد. سگه دنبال زیور رفت و غیبش زد.

ماه‌ها طول کشید تا بابا فهمید حاکم، یعنى خان سالار، دستور بازداشت دهاتى‌ها را داده است. آنقدر دم در خانه روى همین سکو نشست و از قزاق و لر، کلفت و نوکر، کنیز و غلام، خفت کشید تا خان‌سالار دلش رحم آمد و او را به طویله فرستاد. یقینش شده بود که در این خانه و فقط اینجا مى‌تواند سراغ دخترش زیور را بگیرد و جاى پاى او را پیدا کند.

توضیحات تکمیلی

وزن 180 گرم
ناشر:

مولف:

قطع:

شابک:

نوع جلد:

تعداد صفحات:

نوبت چاپ:

سال چاپ:

کد کتاب:

قیمت پشت جلد:

دسته بندی: