توضیحات
بخشی از کتاب:
آخرین باری که به پراگ رفتم حدود پانزده سال پیش بود. همراه کارلوس فوئنتس و خولیو کورتازار به آنجا رفتم. از پاریس با قطار سفر میکردیم. چون هر سه از هواپیما میترسیم. همانطور که شبانه از بین دو آلمان عبور میکردیم از اینجا و آنجا حرف میزدیم. اقیانوسهایی از شلغم، کارخانههای عظیم و اثرات جنگهایی وحشتناک و عشقهایی ناکام. موقع خواب به سر کارلوس فوئنتس زده بود از کورتازار بپرسد چه کسی، چگونه و چه وقت، پیانو را در ارکستر جاز گنجانده بود. سوالی که جوابش یک اسم و یک تاریخ بود ولی جواب او تا صبح طول کشید.